سعی می کنم عاشق باشم و خالص. به تمام کارهایی که میکنم مستقل از خوشایند و بدآیند دیگران عشق بورزم و لذت ببرم.
سعی می کنم شاکر باشم و در در لحظه حال عمیق شوم.
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
سلام.
بازی هر روزه برای تایید الکی و مورد سو استفاده قرار گرفتن.
حس تهوع از ضعیف بودن خودم. این که مدام دامنه کارهای اجرایی زیاد می شود و من مهمترین کاری که دارم یعنی پژوهش را کنار گذاشته ام. این کار به دیگران اجازه داده که به من و دردونه فشار بیاورند.
لازم نیست که بیشتر بازش کنم و هر روز باید بتوانم تمامش کنم.
بدون این که به مسائل فلسفی اش فکر کنم.
محکم و با اراده برو جلو. خسته نشو.
واقعا حس خوبی ندارم ولی گریزی جز خستگی ناپذیزی نیست.
همین
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
باید بتوانم برای دور دونه این اطمینان را ایجاد کنم که حتما بزرگترین پشتیبان او من هستم. چیزی که من تمام ذهنم به آن در گیر است.
در ضمن باید نشان دهم که محبت من به خاطر خود خود اوست، نه هیچ چیز دیگری. نه هیچ چیز . . .
کارها را سریع پی گیری کن و هراسان نباش.
تمام
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
هر قدر خودم را کنترل کردم، دوباره نشد.
دوباره حرف زدم.
چرا ماندن، بحث تکراری است. بحران هویت و این که سرمایه گذاری برای بچه ها اساسا فکر درستی نیست.
این که من کمی خودخواهم که می خواهم این گونه باشم، بچه بیاورم، فارسی حرف بزنم و . . .
بی خیال.
ولی همش می ترسی که حالا اگر رفتم با این حرف ها که زدم چه کنم.
یا اینکه من خودم انگار صد درصد به این حرف ها باور ندارم.
اگر داری پس شاد باش و خوشحال
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان
برچسب:
نویسنده: رضا کریمیان